محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

15

تاريخ الطبرى ( فارسي )

و هم مجاهد گويد : « روز آن باشد كه كار يك هزار ساله را فرمان دهد و گويد باشد و بباشد و اين را چنان كه خواهد روز نامد كه فرمود و يك روز پروردگار تو چون هزار سال از شمار شما باشد » . و به مضمون حديث پيمبر صلى الله عليه و سلم كه خلقت خورشيد و ماه پس از خلق آسمانها و زمين و چيزهاى ديگر بود از جماعت سلف روايت هست . و اينك روايتها كه در اين باب هست از ابن عباس آورده‌اند كه خداى به آسمان و زمين گفت : به رغبت يا كراهت بياييد . گفتند : به اطاعت آمديم يعنى خداى عز و جل به آسمانها گفت : آفتاب و ماه و ستارگان مرا طالع كنيد . و به زمين گفت : رودها بشكاف و ميوه ها بر آور گفتند : اطاعت مىكنيم . از قتاده آورده‌اند كه خداى فرمان خويش را به هر آسمان وحى كرد و آفتاب و ماه و ستاره و نظم آن را خلق فرمود . اين حديثها كه از پيمبر آورديم و روايت ديگران معلوم داشت كه خدا عز و جل آسمانها و زمين را پيش از زمان و روزها و شبها و پيش از آفتاب و ماه آفريد و خدا بهتر داند . سخن در اينكه زمان و شب و روز نابود شود و جز خداى تعالى ذكره هيچ نماند دليل صحت اين سخن گفتهء خداست تعالى ذكره : « * ( كُلُّ من عَلَيْها فانٍ وَيَبْقى وَجْه رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَالإِكْرامِ 55 : 26 - 27 ) * [ 1 ] يعنى هر چه روى زمين هست فانيست . و ذات

--> [ 1 ] سورهء 55 آيات 26 و 27